مؤلف مجهول
112
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
بستند ، چنانك به حساب نيايد . در مدت پنجاه سال هر چه خيرات كرده از بينىاش بدر آمد . [ گ 33 آ ] بعد از آن نه خوذ توانست آسوذن و نه مردمان . از خدآ مرگ خوذ بآرزو ميخوآست زيرا نمىتوانست ظلم كردن و نه خود را مال بود كه به مغل بدهد . سلطان مسعود از پيش خان عزم قونيه كرد . اين بار دوم كرت « 1 » است كه سلطان بقونيه آمذ . پسران كوذك را كه نزد ارغون دروغ بدر آمده بوذ در باروى قونيه آويختند . سهشنبه هفتم ماه ربيع الآخر سنهء خمس و ثمانين و ستمايه در قونيه قرار كرد . اتراك قر [ ا ] مان ساكن بوذ [ ند ] . ناگاه اتراك كرميان بولايت غرغروم تاختن كرد . خرابى عظيم كرد ، سلطان لشكر مغل و مسلمان را برگرفت قصد ايشان كرد . مقدم لشكر بالتو « 2 » بوذ . پسر نبشى آنچ اتراك بوذ ، مقيد كردند بطمع آن كه ديگران نيز بدست آيذ . « 3 » چون ديدند كه ديگران بدست نمىآيذ ، مقيدان را قتل كردند . روز پنجشنبه يازدهم جمادى الاولى صاحب فخر الدين بقونيه آمذ از آنجا بغرغروم بدستبوس رفت ، چون صاحب آمد لشكر سلطان از كرميان غافل بود . از آن اميران مقيد كه بعضى را خودش « 4 » گرفته بود خبر بكرميان فرستاذه « 5 » از دو طرف بلشكر سلطآن تاختن كردند . لشكر سلطان شكسته شد . ده امير از اتراك كرميان مقيد بوذ خلاص كردند ولى خلق بسيار از لشكر سلطان بقتل رفت . اين واقعه روز چهارشنبه هفدهم ماه « 6 » رمضان سنهء خمس و ثمانين و ستمايه « 7 » بود . سلطان لشكر گرد كرد .
--> ( 1 ) . اصل : كرات . ( 2 ) . بالتو از امراى مغول و فرماندهء نظامى آسياى ميانه بود كه در مرگ طغاچار دست داشت به تحريك شاهزاده ايلداى ، يكى ديگر از عموهاى بزرگ غازان ، بر ايلخان شوريد . ( 678 ه . ق ) شورش بالتو در زمستان سال 695 ق / 7 - 1296 م بر دست سپاهى كه به عهدهء قتلغ شاه بود فرو نشانده شد . پس از شكست بالتو در زمستان 696 از قرار معلوم سولاميش ، بالتو را به تبريز آورده و وى را در 25 ذى الحجه همان سال 696 ق / 14 سپتامبر 1297 م در شهر تبريز به قتل آوردند . اقبال ، تاريخ مغول ، ص 325 . ( 3 ) . اصل : بطمع آن كه ديگران نيران نيز بدست آيذ . ( 4 ) . اصل : خوش - ظاهرا كلمه خودش صحيحتر است . ( 5 ) . اصل : خبر بكرميان خبر فرستاده . ( 6 ) . اصل : كلمهء « ماه » تكرار شده است . ( 7 ) . 685 .